
متن مداحی
این همه مصیبت خدایا حکایت می کنندمردم مدینه به حیدر شکایت می کنند به زهرا بگو روزا و یاشبا گریه کنه سر نمازش دیگه بی صدا گریه کنه آروم و قرار نداره مدینه با چه دلی گریه هاشو ببینه ای وای از این غریبی3 خدایا با دل شکسته تو اوج مناجات شبش داره دعا مادر به همسایه ها روی لبش با قد غمش زیارت جدم که میره دم مزارش میشینه و روضه میگیره میخونه و میگه چی بوده گناهم خونه ی خودم شده قتلگاهم ای وای از این غریبی3 خدایا از چادر خاکیش بوی یاس پرپر میرسه عمر مادرمن به روزای آخر میرسه کسی که زده مادرمو با جسارتش چرا خدایا اومده برا عیادتش اومده تا قلبش آروم بگیره تا ببینه داره می میره ای وای از این غریبی3 خدایا
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.