
متن مداحی
این کاروان هر دَم زند آتش به جانم خدایا برملا شد، برملا راز نهانم به سر فکر تو، به لب ذکر تو خداحافظ برادر گلی گم کردهام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیروهن کهنه به تن داشت مسلمانان حسین مادر ندارد غریب است و کَسی بر سر ندارد یتیمی درد بیدرمان یتیمی یتیمی خواری دارد یتیمی **** رندان تشنهلب را آبی نمیدهد کَس گویی ولیشناسان رفتند از این ولایت در زلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ آنجا سرها بُریده بینی، بیجرم و بیجنایت حسین جانم... **** مِهر تو را به عالم امکان نمیدهم این گنج پُربهاست من ارزان نمیدهم سرمایهی محبّت زهراست دین من من دین خویش را به دو دنیا نمیدهم جان میدهم به شوقِ وصالِ تو یا حسین تا بر سرم قدم ننهی جان نمیدهم ای خاک کربلای تو مُهر نماز من این خاک را به کوی سلیمان نمیدهم گر انتخاب جَنّت و کویت به من دهند کوی تو را به جَنّت و رضوان نمیدهم که امروز بزمِ ماتمِ ارباب، بهشت ماست این نقد را به نسیهی فردا نمیدهم بر سینهام جمال علی نقش بسته است این سینه را به سینهی سَینا نمیدهم گر مِهر و ماه را به دو دستم نهد قضا یک ذرّه از محبّت زهرا نمیدهم در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کربلای تو باشم حسین آرامِ جانم، حسین روح و روانم...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.