
متن مداحی
بِده ای باد صبا از بابام خبری بگو میشه بیای تا منم ببَری از اینجا میترسم مثل بید میلرزم من شِکوه میکنم از اون شبِ صحرا که من شدم تنها از اون خاک و از این غبار از اون ناقه و اون سوار بارونِ غم ببار به غمِ قلب خستم به همون قلب پُر احساس یه نفس خوردم زمین یه نفس گفتم عمو عباس ای دل ای دل ای روزگار کِی میشه خزونم بهار عمّه گفته سر میرسه این شبای غمگین و تار
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.