
متن مداحی
ای برادر به فدای سر تو زینب تو۲ از عطش چون گل پژمرده چرا شد لب تو روز و جا برسر نی داری و شب جام تنور روز و از روز تو میسوزم و شب از شب تو۲ گر بود کوفه اگر شام اگر بزم یزید هر کجا میروی آید به قفا زینب تو ۲ از چپو راست همی چوب رسد بر سرمن گاه واز راست همی آیم گاه از چپ تو حال که از سر نی سنگ زنندت ای سر بعد از این تا چه کند چوب جفا بر لب تو۲ گه رخت سرخ چوماه و گهی زرد چوماه کرده بی تاب مرا سوزش تاب و تب تو عابدین پای برهنه به روی خار بود زیر پای سعد لعین مرکب تو شیعیان تا که شدید چاکر اولاد رسول سروران را به دل است آرزوی منصبتان
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.