
متن مداحی
آن علی را لاله نیلوفری از جفای خارها شد بستری گشت در باغ ولایت برگ برگ بود در فصل بهارش شوق مرگ گاه رفت از تاب و گه در تاب شد لحظه لحظه قطره قطره آب شد گرچه آتش داشت آهش سرد بود ناله بود و سوز بود و درد بود درد حیدر در وجود خسته اش یک جهان غم در دل بشکسته اش درد تنهائی حیدر قاتلش یا علی ذکر طپش های دلش آفتابی بر فراز بام بود دست و پا می زد ولی آرام بود گاه چشمش بسته بودی گاه باز گاه خامش گاه در راز و نیاز نیم روزی دیده از هم باز کرد راز دل را با علی ابراز کرد کرد با سختی به مولایش نظر گفت محبوبم حلالم کن دگر سوخت سر تا پا علی از این سخن خواست تا جانش برون آید ز تن ناله زد کی یاور بی یاورم همدم و همسنگر بی سنگرم ای نفس هایت صدای روح من ای به امواج بلا ها نوح من (هستی من جان من جانان من این قدر بازی مکن با جان من) ۲ ای چراغ من مگو از خامشی ورنه پیش از خود علی را می کشی ای علی را سرو باغ آرزو هر چه می گوئی حلالم کن، مگو بی تو عالم سر به سر غمخانه باد خانه بی فاطمه ویرانه باد نه دلم را از فراغت چاک کن نه به دست خویش اشکم پاک کن باز زهرا چشم خود را باز کرد راز دیگر با علی ابراز کرد کای پسر عَم هر چه گویم گوش کن آتشم را در درون خاموش کن یا علی امروز چون گردید شام عمر زهرای تو می گردد تمام من که بستم چشم، دست از من بشوی شب تنم از زیر پیراهن بشوی شب مرا تشییع کن تا آن دو تن یک قدم نایند بر تشییع من گر به تشییع من آید قاتلم داغ محسن تازه گردد در دلم گر نماز آرد به جسم پاک من قاتل سنگین دل و سفاک من ناله از هر بند بندم سر کنم شکوه از تو پیش پیغمبر کنم تا نشان ماند بجا از غربتم بی نشان باید بماند تربتم چون به دست خویش با رنج و تعب پیکرم را دفن کردی نیمه شب در کنار قبر پنهانم بمان تا صدایت بشنوم قرآن بخوان گرچه رفت از دست، یار و یاورت 3 فاطمه، تنهاترین همسنگرت غم مخور داری یگانه یاوری 2 تربیت کردم برایت دختری او تو را مردانه یاری می کند مثل زهرا خانه داری می کند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.