
متن مداحی
ای به برج عِفاف بدر تمام ای علی پیش پات کرده قیام زینب ای نقش عشق را نقّاش زینب ای رسم مِهر را رسّام ای محبت کنیز دربارت ای وفا پیش پات عبد و غلام ای که طاها تو راست جدّ بزرگ وی که حیدر تو راست باب گرام ای که زهراست مهربان مامت کس نشد چون تو این چنین اکرام هم نوای حسن به وقت قعود هم قطار حسین وقت قیام ای به روی تمام نامردان هم چو زهرا کشیده تیغ کلام خطبههایت طنین صوت علی ست یا ز مادر گرفتهای الهام؟ زینبی، حیدری، تو زهرایی این بوَد اصل صنعت ایهام ای که از قامت هلالی تو راست گردیده قامت اسلام حزن، آنسان تو را محاصره کرد گویی یا خنده گشت بر تو حرام آه از صبح روز عاشورا تا زمانی که جنگ شد اتمام بانگ دادی که یا اخا مهلا تا به جای آورم وصیت مام همه بر قتل او کمر بستند هیچ تیغی ندید روی نیام *******
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.