
متن مداحی
ای به ظهورت مظاهر همه اشیا اسم تو فتح طلسم اسم و مسما اینه دار جمال چشم فرو بست تا که گشودی تو روی و موی مصفا دانه ای از خرمن تو خوشه پروین مکمنی از مامن تو عرصه عقبا ریزه ای از سفره جلال تو رحمت قطره ای از بهر لایزال تو دریا ای صدف گوهر جلال محمد ای در دریای عصمت نبی و الله حشمت یک محتشم جلال دو سلطان عصمت یک معتصم عزیز دو مولا روی بتابد اگر ز کوی تو خورشید جرم کثیفی بود نه بیضه بیضا راه دو روحی و روح بخش دو ریحان جان دو جانانی و روان دو اعضاء ساره یک هاجری ستاره یک برج هاجر هر دو ذبیح و تور دو موسی مادر چونان خدیجه باید اری کارد همچون تو را به عرصه دنیا دریا در پیش بهر جود تو قطره قطره با یک نگاه لطف تو دریا مهر تو باید وگر در دل صحرا لطف تو باید وگر نه در دل دریا ماهی دندان نهد به سینه یونس اژدر پیچد همی به پیکر موسی فردا چشم همه بود سوی احمد احمد چشمش بود به سوی تو زهرا انجا حکم شفاعت است به دستت کور شود هر که منکر است در اینجا لرزد جان پیمبران الهی در صف محشر به حشر گر ننهی پا حیف که با ان جلال و رتبت والا عمر تو کم بود ای حبیبه یکتا با که بگویم که بهر اشک فشانی مادر سادات رو نهاده به صحرا با که بگویم که در بهار جوانی کردی مرگ خودت خدای تمنا با که بگویم که جای مزد رسالت سیلی خوردی کنار تربت بابا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.