
متن مداحی
ای به قربان تو که زخم فراوان داری دختری محتضر و سر به گریبان داری بابا زحمتت دادم با سر، سر دست آمدهای مهربانی و به من لطف دو چندان داری بابا جان دست من بسته و اسبابپذیرایی نیست خجلم سخت از این شیوه مهمان داری مثلا شانه زدم روسری نو بستم مثلا دختر خود را روی دامان داری آفتاب از سر نی بودی و حتما خبر به زمین خوردن من بین بیابان داری زجر میگفت که من خسته شدم از زدنت دختر خارجی آخر چقدر جان داری حسیییین بابا یک طرف مو سرم کمتر از آن است مثل من سوختهای موی پریشان داری ای حسین بابا خون دل خوردهام و سیر شدم از دنیا از کجا آمدی ای سر که بوی نان داری زخانهها همه بوی طعام میآمد ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم بابا لب بالای تو کو؟ چه شده با دهنت؟ جای خالی شدهی یک دو سه دندان داری چوب در تشت به لبهای تو نازل شده است لحن ترتیل نو، ای قاری قرآن داری
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.