
متن مداحی
ای تیغ همیشه بیخبر میآیی یک روز به شکل میخ در میآیی امروز تو شمشیری و فردا قطعاً در قالب یک تیر سپر میآیی یک مرتبه کمشتاب باشی خوب است با قاعده با حساب باشی خوب است فکر دلِ فاطمه نبودی امّا فکر جگرِ رُباب باشی خوب است ناگهان دریای خون محراب و منبر را گرفت جویِ خون، سرچشمهی ساقی کوثر را گرفت تیغ آن ملعون به یک ضربت، دو جا آمد فرود هم علی جان داد، هم جان پِیَمبر را گرفت یک برادر سر به روی سینهی بابا گذاشت یک برادر نیز بر زانوی خود سر را گرفت جامعه بعد از امیرالمومنین گمراه شد چون خدا از مردمِ ناشکر، رهبر را گرفت تکیهی زینب نباید متکی باشد به غیر پس نباید بازوان این دلاور را گرفت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.