
متن مداحی
ای خوش آن روز، که بر دیده دری باز شود دارم امید دری از سحری باز شود مگر از خدمت صاحب نفسان فیض رسد ورنه از غیب بعید است دری باز شود جز غم و غصۀ تو غصه و غم نیست مرا سفرۀ دل نه به هر خیرهسری باز شود مرغ بیبال و پرم گوشهی زندان خراب باید از کنج قفس بال و پری باز شود جز حریم نظرت نیست پناه دگری گره بستهی ما با نظری باز شود دم به دم یاد تو هستم که تو یادم باشی درد گفتم که ز کویت خبری باز شود بس دعا کردم و گرییدم و دادم قسمت تا در وصل تو با چشم تری باز شود تشنهام، تشنۀ می، کرب و بلا میخواهم در حرم دایرۀ بیشتری باز شود ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.