
متن مداحی
ای سر بریده که از من بریدی لب وا کن امشب بگو چی کشیدی من روی نیزه سرت رو میدیدم تو دخترت رو تو بازار ندیدی ای فدای سرِ تو سرِ من کاش میبرّید یکی حنجرِ من رو نیزه قرآن میخونی، بابایی تو دِیرِ راهب میمونی، بابایی امشب نمیخوای کنارم بشینی من رو، رو زانوت بشونی، بابایی آه، لبِ تو ترک خورده بابا آه، دخترِ تو کتک خورده بابا ما رو تو بازار که بردن نبودی کُلِّ تنِ من پُره از کبودی هیچی برام سختتر از این نبود که گفتش به من خارجی یک یهودی داغِ دلم از یه بزمِ شرابه حالا خیالش برامن عذابه بابا ببین چی سرِ ما آوردن آستینِ پاره برا من حجابه آه، بعیده که زنده بمونم آه، کارِ زجره لکنت زبونم ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.