
متن مداحی
ای سرِ سفرهات، عالمِین یا حسن دل نکن از من و، از حسین یا حسن در وطن چه بر تو بُگذشت، همسر تو قاتلت گشت هرچه غم به سینهات بود، جا گرفته در دلِ طشت کریمِ آلِ پیمبر بدون من جانِ خواهر مرو به دیدارِ مادر (أخَا الغَریب ای حسن جان)4 *** غربتت آتشیست، بر دلِ زینبت هر نفس میچکد، لخته خون از لبت کوزه حاوی چه بودست، روزۀ تو را گشودست رنگ صورتت شده سبز، مثل فاطمه کبودست بمیرم ای عشقِ زهرا که بین کاشانه حتی همیشه بودی تو تنها (أخَا الغَریب ای حسن جان)4 *** با حسین گفتی از، کربلا مو به مو اما آنچه در کودکی، دیدهای هم بگو گفتی از سنان و خنجر، گفتی از لباس و معجر من ولی در انتظارم، بشنوم زِ سّرِ مادر چگونه قدش دوتا شد چگونه دستش رها شد تنش پر از ردِ پا شد (أخَا الغَریب ای حسن جان)4 ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.