
متن مداحی
ای سر سفره ات عالمین یا حسن دل نکن از من و از حسین یا حسن در وطن چه بر تو بگذشت همسر تو قاتلت گشت هرچه غم به سینه ات بود جا گرفته در دل تخت کریم آل پیمبر بدون من جان خواهر مرو به دیدار مادر اخا الغریب ای حسن جان غربتت آتشی ست بر دل زینبت هر نفس می چکد لخته خون از لبت کوزه آبیه چه بوده است روضه تو را گشوده است رنگ صورتت شده سبز مثل فاطمه کبود است بمیرم ای عشق زهرا که بین کاشانه حتی همیشه بودی تو تنها اخا الغریب ای حسن جان عزیز دلم با حسین گفتی از کربلا مو به مو هرآنچه چه در کودکی دیده ای هم بگو گفتی از سنان و خنجر گفتی از لباس و معجر من ولی در انتظارم بشنوم از سرّ مادر چگونه قدش دو تا شد چگونه دستش رها شد تنش پر از رد پا شد اخا الغریب ای حسن جان
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.