
متن مداحی
ای سمت نوکریت ، شرف و عزت و فخر همه ... ای به تمنای غمت به لب اهل ولا زمزمه ... ذاکر و مداح توئم ، نظری ای پسر فاطمه ... گرچه تو را نوکر ناقابلم ... نوکریت داده صفا بر دلم ... ای پدر و مادر من به فدای لب عطشان تو ... نیزه و شمشیر و سنان کفن پیکر عریان تو ... بر سر نی جلوه کنان ، سر همچون مه تابان تو ... مرا مران ، مرا مران از درت ، به پهلوی شکسته ی مادرت ... سوز بده بر سخنم ، به دل سوخته ی خواهرت ... تا که بگویم سخن از تن صد چاک علی اکبرت ... ناله زنم ، یاد کنم ز لب خشک علی اصغرت ... گریه بر آن کشته کنم که بر او ارض و سما گریه کرد ... مادر و جد و پدرش به نهان و به ملا گریه کرد .... بر تن صد پاره ی او پسرش شیر خدا گریه کرد ... گوهر اشکم شده ایثار تو ، گریه کنم یاد علمدار تو ... مرا مران ، مرا مران از درت ، به پهلوی شکسته ی مادرت ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.