
متن مداحی
ای صدای سوختنها در نیستانِ دل من زلف تو بر نیزه چون حالِ پریشانِ دل من در غمت چون لاله، پنهان سوختن را دوست دارم داغ تو سر میگذارد روی دامانِ دل من نام زیبایت سکوتِ بغضهایم را شکسته ای صدای پای باران در بیابانِ دل من عابس و حرّ و زهیرم، من حبیبم من بریرم از شهیدان تو خالی نیست، میدانِ دل من پاره شد بند دلم از گریهها، سیلی روان شد چون رقیه ماند تنها، کنجِ ویرانه دل من ای اذانِ آه بر گلدستههای بیزمانی ای نمازِ بیقراری در شبستان دل من آفتابِ مهر تو آه ای امامِ تشنه کامم آمده از کربلا سوی خراسان دل من کاش میشد میپذیرفتی سرِ ناقابلم را کاش امضا میشد از خون، عهد و پیمانِ دل من
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.