
متن مداحی
ای طَلَعات حق از طلوع تو پیداست وی زَهَقَ الباطل از عدوی تو گویا شاهدی از آمدنت گفت گمانم آمده مقبول رَبِّ اَرنیِ موسی گفتمش از حُسنِظن خویش حذر کن زان که بُوَد این علی تجلّیِ اعلا یا علیاکبر، یا علیاکبر... وحی که زِ محراب تو شد باز مُشَعشَع شَعشَعهی اخترانِ دیدهی یحیی ای وَ سلامٌ عَلَیهِ یَومَ وُلِد و یَومَ یَموتُ و یَومَ یُبعَثُ حَیّا گلِ بابا، گلِ بابا یا علیاکبر، یا علیاکبر... دست کجا سر بُرند گاهِ ورودت تیغ و ترنج اَر بُوَد به بزم زلیخا روی زِ یوسف بپوش کز ادب و شرح حسرت زندان و چاه میکُشد او را عطر تو باید وگرنه جامهی مصری نور کجا میدهد به دیدهی اَعمی با پر و بال شکسته سوی تو جِئنا فَأوفِ لَنَا الکَیلَ و تَصَدَّق عَلَینا عقل و خرد را به وصف تو طلبیدم دل به قضاوت دوید و با همه گفتا بر سرِ تاجِ عزیز مصر نویسید یوسفِ کنعان غلامِ یوسفِ زهرا یا علیاکبر، یا علیاکبر... آینهی علم و حلم پنج امامی بهر تو ششگوشه شد مرقد بابا بادهی عصمت زِ هفت مِیکده نوش و هشت بهشت بَرین تو راست مُهَیّا یا علیاکبر، یا علیاکبر...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.