
متن مداحی
ای عشق، ای آیینه، ای دلدارِ زینب لا لَیتَنا کُنّا مَعَک، سالار زینب آیینه، چهل منزل کنار سنگ بودی ای سَر، به روی نیزه هم در جنگ بودی پشت سَرت رفتهاست صدها کاروان دل ای سر، کجاها رفتهای منزل به منزل جسمت رها شد در میان دشت، ای سَر تو سَر در اوردی چرا از تشت، ای سر؟ ما دلپریشانهای مظلومی غریبیم گریه کنان روضهی اِبنِ شَبیبیم یَابن شَبیب، عمهی ما را کتک زدند یَابن شَبیب، دختر ترسیده دیدهای؟ یَابن شَبیب، عمهی ما راه دور رفت میخواست قتلگاه بماند، به زور رفت مَبریدم، که در این دشت مرا کاری هست گل اگر نیست، گلزاری هست یَابن شَبیب، عمهی ما احترام داشت چندین امامزاده و چندین امام داشت پیش بزرگ قافله فریاد میزدند یَابن شَبیب، بر سَر او داد میزدند یَابن شَبیب، بَسکه زمین خورد، جان نداشت میخواست راه علقمه گیرد، توان نداشت یَابن شَبیب، آتش خیمه امان نداد فرصت به موی زخمی این دختران نداد او را به ریگهای بیابان سپرد و رفت او را به آفتاب بیابان سپرد و رفت **** سپردمت به وُحوش و به ریگهای بیابان سپردیام به که رفتی به حرمله، به ثنان؟ **** یادش به خیر روز و شبم با حسین بود هر خندهای به روی لبم با حسین بود وقتی که رفت پیر شدم، ناتوان شدم آتش گرفت خیمه و بیسایبان شدم حسین ... **** رحمت واسعهات کیسهی ما را پُر کرد این چه فیضیاست به هر بیسر و پایی برسد؟ **** وجود خواهرت آتش گرفته که موی دخترت آتش گرفته صدای مادرت آتش گرفته که جسم اکبرت آتش گرفته بیا که همسرت آتش گرفته که قبر اصغرت آتش گرفته چرا بال و پرت آتش گرفته مگر امشب سرت آتش گرفته دوباره حنجرت آتش گرفته سراپا پیکرت آتش گرفته سوختم تا که این پیراهنو دوختم میکشم از ته دل آه ای حسین فی امان الله **** داره دنیای علی، میسوزه پیش چشمهای علی، میسوزه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.