
متن مداحی
ای عمو جان، یادته با، وعده هات بی تابم کردی اما امروز، پیش عمه، از خجالت آبم کردی نگو نرو، که بعد اکبرت نمی تونم، ببینم اصغرت سرشو روی نیزه میزنن به روی خاک میفته پیکرت، پیش مادرت عمه و اسارتو، نمی تونم ببینم خیمه ها و غارتو، نمی تونم ببینم آتیش و سه سالتو، نمی تونم ببینم سیلی و جسارتو، نمی تونم ببینم بعد بابام، ای عموجان، عشق و دین و دنیام بودی من یتیمی، رو ندیدم، بس که مثل بابام بودی گفتی برم، تموم لشگر و حالا داری، به من میگی نرو تو رو خدا، بزار برم عمو بگیرم انتقام اکبرو، تن پرپرو خون سرخ اکبر و، نمی تونم ببینم گریه های عمه رو، نمی تونم ببینم لحظه های آخرو، نمی تونم ببینم روی نیزه ها سرو، نمی تونم ببینم ای غریبِ، داغ دیده، تو هنوزم لشگر داری جای بابا، من می جنگم، تا بدونن یاور داری چی میشه باز، منو بغل کنی به خواهش بابام عمل کنی بدون تو، چه تلخه زندگی کام منو، پُر از عسل کنی، دل و نشکنی دشت بی کبوتر و، نمی تونم ببینم لاله های پرپر و، نمی تونم ببینم جنگ بین خیمه رو، نمی تونم ببینم روی نیزه اصغرو، نمی تونم ببینم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.