
متن مداحی
ای من فدای پیچش زلف معنبرت خم میشود زمین و زمان در برابرت یک سو مکش به ناز، به دو چشم منورت کج میشود زمین، ز دو ابروی لنگرت عالم فدای گوشهی چشم مطهرت در طالع ستارهی سعد است، بخت تو ارباب عشق، نوکری ما سخت تو هفت آسمان به بال ملک بند رخت تو خالق تراش داده کلیم از درخت تو جبریل هم نشیته دو زانو به محضرت بر سینه ام نشسته مدالی که سوخته محشر بود به روی تو خالی که سوخته ای خوش به حال فترس و بالی که سوخته ما را حساب کن تو بِلالی که سوخته مارا حساب کن تو سیاهیِ لشکرت پایین پات را به مصلا نمیدهم یک موی تو به آدم و هوا نمیدهم پیراهن تو را به دو دنیا نمیدهم در ربنای سرخ، دو دردانه میدهم اسفندهای خواهر تو، نذر مَجمَرت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.