
متن مداحی
ای هر پنجتن بلا دیدم من تو را روی نیزهها دیدم سر یک نیزهی بلند، حسین گیسوان تو را رها دیدم بین جمعیتی که سنگ زدند چهرهی چند آشنا دیدم غیرتُالله، دخترانت را بین یک عدّه بیحیا دیدم به غذا لب نمیزنم دیگر سرِ سفره سرِ تو را دیدم آه از آن لحظه که زمین خوردی روی جسمت برو بیا دیدم روی تَل دست و پای من گم شد تا تو را زیر دست و پا دیدم بین گودال غیر سرنیزه چندتا تکّهی عصا دیدم صدای مادرت رو شنید تو گودال، مگه ولت کرد یه خنجری تو دستاش نمیبُرید و معطّلت کرد یه نصف روز تو گوال، یه ذِبح حنجر زمان کشیده تو دست و پا زدنات که زجر کشیدی دلو بریده هنوز یادم نرفته ازت حیا نمیکرد نشسته بود رو سینهات سرو جدا نمیکرد تو قتلگاه شروع به بُریدنِ گلو کرد میخواست نبینه روتو، تنت رو پشت و رو کرد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.