
متن مداحی
ای که به عشقت اسیر، خِیل بنیآدماند سوختگانِ غمت، با غمِ دل خرّماند هر که غمت را خرید عشرت عالم فروخت باخبرانِ غمت، بیخبر از عالماند **** در جوانی بیحسین، احساس پیری میکنم بگذر از پیری که احساس حقیری میکنم من فقیر اهلبیتم، لیک کشکولم پُر است فخر بر تاجِ شَهان با این فقیری میکنم اگر امیرُ العاشقان این عشق را امضا کند میروم عرش و ملائک را امیری میکنم گفت عاشق از چه رو بر سینه محکم میزنی؟ گفتم از آیینهی دل گردگیری میکنم **** بر مشامم هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم، ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهیدِ کربلا
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.