
متن مداحی
ای که عظر تو بهار این شب تاریکم نمی بینم ولی دلم می گه به تو نزدیکم کی میخوای بیای مگه خودت صدام نکردی میون اون همه بنفشه ها نگام نکردی برای عیادت از دختر تو کسی نمی آد تو ویرونه هر کی می بینه چهرم رو ازم رو برمیگردونه ورم زخمای رو صورتم بقیه رو می ترسونه عمه تو آغوش خسته اش صورتم رو می پوشونه با اینکه اینجا توی زنجیر اسیرم روضه می خونم انقدر تا بمیرم تا انتقام زخمای تورو بگیرم ای که عطر تو بهار این شب تاریکم نمی بینم ولی دلم می گه به تو نزدیکم بیا که می زنن دخترتو به هر بهانه نوازشم شده به کعبنین یا تازیانه خوب می دونی که رقیه ات از زندگی سیره اینا که می بینی روی تنم جای شمشیره توی حرارته شراره ها زخمای من کاری می شه خونی که بسته رو لبام با هر نفس جاری می شه طپش قلب من تو این سکوت نپای غمباری می شه هر بار می گم بابا بابا دم عزاداری می شه قاتلم امشب بغض تلخ گلومه دلم تو فکر خاطراته عمومه باور ندارم سر تو روبرومه نسیم زلف تو برای من خبر می یاره طپش کند این دل غمین دموم نداره توی گوشم بگو جوابمو اگه یه رازه منو نمی بینی ولی چرا چشم تو بازه منی که موندن و نموندنم شده شبیه خنده ام بزار همه راحت بشن، از عمه جوون شرمنده ام خدا می دونه که تورو می خوام تا لحظه ای که زنده ام حاجت می گیرن دشمنا از دستای بخشنده ام از اون روزی تورو رو نیزه دیدم به پای نیزه ات قطره قطره چکیدم بیا بریم که از همه دل بریدم ابتا حسین ابتا حسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.