
متن مداحی
ای یار زینب چشم به راتم لحظههای آخرم سالار زینب ای یار زینب بعد تو یک سال و نیمه که فقط غم داره زینب یک سال و نیمه روضههای قتلگاهت اصلا از یادم نمیره یک سال و نیمه خواب و بیداری میگم یکی جلو شمرو بگیره مگه یادم میره اشکامو دیدن آهسته آهسته سرت رو میبریدن لحظهبهلحظه نیزهدارا میرسیدن آه اشکامو دیدن با چشمات میگفتی برگرده زینب دوروبَرم نامحرمه ای مردِ زینب بعد از تو که مرهم نداره دردِ زینب، ای مرد زینب حسین جانم جانم جانم جانم... آه این لحظههای، آخرم با گریه میگم زیر لب، ای وای اباالفضل چشم انتظارم، واسه تشیع جنازم، لااقل بیای اباالفضل ای ماهِ زینب از همون وقتی که رفتی داره میسوزه وجودم شرمندم آخر وقتی افتادی کنار علقمه پیشت نبودم حلالم کن خواهر نیومد، میزدنت کاری زِ دستم برنیومد تا بودی از دشمن صدایی درنیومد، خواهر نیومد تو رفتی و از ما معجر کشیدن از دست و پای دخترت زیور کشیدن گوشواره از گوش دو تا دختر کشیدن زیور کشیدن بازار کوفه، خیلی سخت گذشت بهم اما نه به اندازهی شام یا غیرتالله، زینبو سه روز نگه داشتن دَم دروازهی شام ای داد بی داد شامیا که شهرو آذین بستن و آماده کردن ای داد بی داد جلو دروازه منو از ناقهها پیاده کردن روی نیزه موی سقّا سفید شد زینب همین که وارد بزم یزید شد بیحرمتی به آل پیغمبر شدید شد عزیزم میدونی چی کرده پیرم با چوب میزد روی لبت، برات بمیرم راستی میخوام ازت حلالیت بگیرم حلالم کن چاره نداشتم رقیه را توی خرابه جا گذاشتم یهجوری زد، که جون بدم یه روز بیا زجرو بهت نشون بدم همون که قد بلندتره یه لحظه هم از زدنم نمیگذره سنگینه مُشتشون همه من رو میزدن زجرم پشتشون مونده موی من لای انگشتشون سر هر کوچه من سنگ میخوردم **** اومدم زیارتت با گریه، بازاری تو هنوزم وسط بازاری خیلی روضهی نگفته داری ای خانم سلام خانم، ایّتها الصدیقة الشهیده ای نوهی مادر قد خمیده گنبدتم مثل موهات سفیده هر جا که به پرچمش نگاهت افتاد حرم رقیهست تنها حرمی که روضهخون نمیخواد حرم رقیهست شنیدم که اربعین جا موندی، دلگیرم من بهجای تو زیارت میرم یا رقیه میگم و میمیرم واویلا همین جا بود تو بغل رباب سیلی خوردی حتی میون خواب سیلی خوردی تو مجلس شراب سیلی خوردی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.