
متن مداحی
اُفق نسل علی را قمری مهدی جان خلق را رهبر صاحب نظری مهدی جان پدر پیر خِرد را پدری مهدی جان بلکه بر ملت ایران پدری مهدی جان هر که خواهد رخ تابنده ی احمد بیند چهره ی منتقم آل محمد بیند ای صفابخش و شفابخش دل و جان همه ای طبیب همه ای دارو و درمان همه همه پروانه و تو شمع فروزان همه همه جان باخته ی عشق، تو جانان همه چه شود عقده ز دلها بگشایی ای دوست از پسِ پرده ی غیبت به دَر آیی ای دوست طعنه از دشمت ای دوست شنیدن تا کی به بدن پیرهن صبر دَریدن تا کی پیش رو بودن و روی تو ندیدن تا کی بار هجران تو بر دوش کشیدن تا کی ما که نادیده تو را طالب دیدار شدیم به کَمند سرِ زلف تو گرفتار شدیم گوش یاران تو را طعنه ی اغیار بس است عاشق راز تو را این همه آزار بس است قفس تنگ بر این مرغ گرفتار بس است پیش رو بودن و نادیدن رخسار بس است گلی از گلشن حُسن تو نچیدیم چرا ما بمیریم و جمال تو نبینیم چرا ما که پروانه صفت گرد غمت سوخته ایم آتش عشق تو در سینه برافروخته ایم قصه ی عشق تو را از ازل آموخته ایم کز ولادت به رُخت دیده ی دل دوخته ایم پرتو حُسن تو تا شام ابد در دل ماست هر طرف روی کنیم جای تو در محفل ماست
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.