
متن مداحی
با اجازه از خداوند تعالایِ حسین اولِ ماهی زدم دل را به دریای حسین بادبانِ عشق، وا شد ناخدا آمادهاست باز کشتیِ نجاتِ شاه راه افتادهاست در غمش اهل زمین و آسمان گریان شده رخت خونینِ حسین از عرش آویزان شده شخصِ حیدر پایِ کارِ نصبِ پرچم آمده سینهزنها یاعلی، ماهِ محرم آمده کشتۀ اشک است آقایی که شد اربابِ ما کِیف دارد دسته جمعی گریه کردنهای ما خالی از احساس بودم، از غمش پُر میشوم مطمئنم عاقبت، با لطف او حُر میشوم بر لبم شورِ شهادت را عسل کن آخرش جانِ جُونت نوکر خود را بغل کن آخرش حضرت زهرا خودش دنبالِ کار نوکر است پیرهن مشکیِ نوکر دستدوزِ مادر است چایِ مجلس از فراتِ شاه تأمین میشود این علمها با پَر جبریل تزئین میشود بین هیئت کربلایش را زیارت میکنیم شب به شب با انبیاء در روضه شرکت میکنیم دختری شیرینزبان اعجاز را آغاز کرد نُطقِ لالِ مجلسِ ما را رقیه باز کرد آی نوکر رزقِ اشکت را از آبآور بگیر کربلایِ اربعین را از علیاکبر بگیر کاش خونِ ما بریزد در دیارِ کربلا شیرخوارِ ما فدایِ شیرخوارِ کربلا بین آن خاکی که شاهِ تشنهلب از حال رفت ناگهان از ذوالجناح افتاد تا گودال رفت مادرِ پهلو شکسته طاقتِ دیدن نداشت این تنِ سرنیزه خورده پشت و رو کردن نداشت
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.