
متن مداحی
(بابا جون، بابایی) گریه اَمونمو بریده نالههامو بابام شنیده گوشهی این خرابه امشب تو طبقی از نور رسیده حالا که اومد پیشم میخوام واسش ناز کنم این موهای سوخته رو جلو چشاش باز کنم بگم بابا نگاه کن این حال و روز منه هرکی میاد سراغم فقط منو میزنه گناهم، مگه چی بود؟ صورتم شده کبود دیگه از، زمونه سیرم اومدی ولی دیره دخترت دیگه پیره دعا کن، زودتر بمیره (بابا جون، بابایی) ای که به دردِ من دوایی خوش اومدی، بابا بابایی تو خواب دیدم بغلم کردی واسم میخونی لالالایی نبودی و گم شدم منم غمین و دلخون گریه میکردم از ترس وسط این بیابون ای کاش که مرده بودم قبل رسیدنِ سَر از اون شبی که دارم بابایی لکنت زبون بابا این بازیِ دخترای شامیه اینجوری میده عذابم چه خوب شد که اومدی به ما تو سر زدی پیش تو میخوام بخوابم *********** (زیر علمَت امن ترین جای جهان است) 2 (چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است) 2 تا سر ما بر سر شانهی توست هر نفس ما به شکرانهی توست هر خبری هست در این خانهی توست ******** (همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.