
متن مداحی
بابامون یه پهلوون مادرم خیلی جوون زیر سایه ی یه سرو گل یاس مهربون آسمون هرچی که داشت و رو میکرد سقف خونمونو آرزو میکرد خم میشد گلدون یاسو بو میکرد *** آدما خیلی بدن آخه بی اجازه اومدن خونه زندگی مونو یه روزه آتیش زدن دست پهلوونو بستن آدما پهلوی یاسو شکستن آدما عجب آدمایی هستن آدما
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.