
متن مداحی
بابا، اومدی بلاخره نازنینم بابا، نیمه شب اومدی خوب نمیبینم نمیبینم، من تو رو نمیبینم تو هم منو نمیگیره هیچی جای دیدنو چجوری بگم چطوری زدنو؟ نمیبینم، تو رو لمست میکنم با هر دو دست زخم نو میزد بابا از پیش و پس هی منو زد خودش افتاد از نفس بابا حسین... تا شنید عشق عمو جونم منو بیشتر زد تا شنید شبیه مادر توام بدتر زد (بابا حسین)۴ بابا، لباتو لخته خون دوخته انگاری بابا، موهای توام که سوخته انگاری باهم بریم باز چشم دخترتو وا نذاری این دفعه رقیّهات و جا نذاری منو با دشمنا تنها نذاری منو ببخش ، اینجوری عمهام رو کمتر میزنن ما رو با کینهی حیدر میزنن ندیدی چطوری دختر میزنن بابا حسین... خواستی حرفی بزنی کمی بلند حرف بزن بعد سیلی دیگه خوب نمیشنوه گوشِ من
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.