
متن مداحی
بابا خوش اومدی روشن شد خرابه حالم بیقراره از بس غصه دیدم این قلبم کبابه اعضای پیکرم نیلی و کبوده توی تب میسوزم زخمام کار دستِ زنهای یهوده دلم خونه پریشونه، خرابه واسم شبیه زندونه دیگه چشمام نمیبینه، دارم جون میدم میون ویرونه حسین بابا حسین بابا از بعد رفتنت روز خوش ندیدم رو خاکِ بیابون با دست و پاهای بسته میدویدم بابا سهسالتو دادن خیلی آزار خندیدن به اشکام بردن دخترت رو توی کوچه بازار دیگه بابا کم آوردم ببین پهلومو چقد لگد خوردم منو خیلی زدن سیلی خبر داری روزی صد دفعه مردم حسین بابا حسین بابا پیشونی و سرم با سنگا شکسته بابایی نگا کن روی صورت من جای رَدِّ دسته تو کوچههای شام دنبالم دویدن افتادن به جونم من کاری نکردم موهامو کشیدم منو کشتن با حرفاشون نشون میدادن منو با دستاشون به اشک من میخندیدن عذابم دادن با اون نگاهاشون حسین حسین وای
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.