
متن مداحی
بابا خوش اومدی خونمونو روشن کردی بابا خوش اومدی میدونستم برمیگردی منو ببخش اگه نشد برات کاری کنم کارم همینه که شبا تا صب زاری کنم با قد کوچیکم برات علمداری کنم این دلی که مونده برات دل که نیست مثه خرابه ویرونه دل که نیست مثه موهات پریشونه دل که نیست مثه لبات پر از خونه اومدی دخترت رو از نگرونی در بیاری اومدی تا که یک شب سر راحت زمین بذاری دل من تا سحر در تاب وتبه یه شبم پیش من باشی یه شبه چه شبا ش به راه بودم تا تو بیای از سفر آخه سفر یه روز دو روز کجا رفتی بی خبر بابا دیر اومدی آخه از دل شوره مردم بابا دیر اومدی کجا بودی سیلی خوردم پریشونم ولی یه امشب آروم توام منو نمی شناسی دختر معصوم توام آره بابا همون رقیه خانم توام این سری رو که اوردن سر که نیست جون منو به لب رسونده سر که نیست دیگه چیزی ازش نمونده سر که نیست کی زده ابروشو شکونده کجا دیدن با سیلی از پدری خبر میارن کجا دیدن برای یه سه ساله یه سر میارن کی دیده مثل این روزای عزا ببرن زینب و تو بزم شراب دیگه بسه بی حرمتی منو از اینجا ببر آخه سفر یه روز دو روز کجا رفتی بی خبر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.