
متن مداحی
بابا کجایی که دلم برات تنگه برای بغل کردنات تنگه برای ناز کشیدنات تنگه بابا نیستی و بدجور جای تو خالی من افتادم بابا تو چه حالی جوّ بدی داره این حوالی از روی ناقه بد افتاد کسی نرسیده به داد تنها بودمو عمم نبود تو دل صحرا من گم شدم ترسیده بودم خیلی زیاد زخم کف پام آزار میداد قابله نمیذاشت راه برم انگار هم عمه پر درده بابا کل تنم زخمه ورم داره فقط جای یه میخو کم داره وای مگه بچه زدنم داره؟ پیرزنی با عصا میزد و قربة الیالله میزد بنده اگه دستای هرکسی با دست نمیشد با پا میزد بابا...بابا...بابا...بابا... بخدا این رسمش نبود یه دختر سه ساله که زدن نداره! بخدا این رسمش نبود خدا عمرتونو الهی سربیاره رسمش نبود، رسمش نبود یادمه خرابه اون شب با صدای شیون ما رقیه سیلی میخوردو میزدش با گریه فریاد کمک، کمک، کمک عموی خوب من عباس بیا که رقیه تنهاس نزن نزن، نزن نزن با ضربهی چکمه لگد نزن بزن بزن، بزن بزن اما به زهرا حرف بد نزن! بابا حسین... بابا حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.