
متن مداحی
بابا کجا رفتی، ندیدمت از خیمهها رفتی، ندیدمت رو نیزهها بودی، میدیدمت تشت طلا رفتی، میدیدمت میدیدمت، با این چشمای بارونی میدیدمت رو نِی، با لبهای خونی میدیدمت، که داری قرآن میخونی وای وای وای... بوسهی من که بود، چرا خِیزران چادر من که بود، چرا بیعبا گیسوی من که بود، چرا تشت زر دامن من که بود، چرا نیزهها وای وای وای... هر روز دَم غروب، دلم شکست میخورْد لب تو چوب، دلم شکست بازار شهر شام، سرم شکست گفتم تو رو میخوام، سرم شکست میبینمت، حالا تو کنج ویرونه میبوسمت، با اشکای دونه دونه میگیرمت، با دستایی که بیجونه وای وای وای... حالا که اومدی، چرا بیهوا؟ حالا که اومدی، چرا بیخبر؟ حالا که اومدی، چرا بیاَمون؟ حالا که اومدی، چرا پس با سر؟ وای وای وای...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.