
متن مداحی
باران که میبارد دلم سرمست غوغا میشود هر قطرهای روی لبم یک ذکر مولا میشود حُبش همه داراییام عشقش تمام باورم یک جمله باشد علتش شیر حلال مادرم نه صوفیام نه غالیام من نه علی اللهیام من هم نفس با فاطمه حیدر ولی اللهیام شمس جمال مرتضی از جلوهی حق منشق است بالاترین قدرش همین حق با علی او با حق است هرکس که شد در بند او روز جزا در عزت است کوچکترین کار علی تقسیم نار و جنت است درّ فلک نادیده را دست علی داده رسول زهرا بود هستِ علی حیدر بود مستِ بتول در رزم و در جنگاوری تکتاز ملک لافتی هرکس که آمد در مصاف، کرک و پرش مانده به جا شیر خدا در معرکه وقتی که یا هو میکشد دنبال گرد راهشان اَینَ تفرّوا میکشد وقتی که شمشیر دودم در آسمان طوفان کند دست خدا از هم جدا هم کفر و هم ایمان کند (حیدر مدد، حیدر مدد)۳ ای غاصب حق علی بشنو فانّ تذهبون نشنیدهای آیا مگر السابقون السابقون (حیدر مدد حیدر مدد، ای ساقی کوثر مدد)۳ گرد نجف پر میزنم نزدیکیه ایوون طلا شاید بگیرم از علی امشب برات کربلا درمان این دلدادگی دیوانگی باشد فقط دیوانگان مستی کنید اسم حسین آمد وسط رخصت بده از خرمنت من هم بگیرم خوشهای رویای هر روز و شبم به به عجب شش گوشهای گرچه نبودم لایقت حتی برای نوکری میدانم اما با وفا تو کربلایم میبری از اول عمرم همین بوده تمام باورم تو آخرین همراه من هستی به جان مادرم رد گناه و معصیت گرچه به قلبم باقیه اما خیالم راحت است پرونده دست ساقیه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.