
متن مداحی
بارها از این گناه آلوده دعوت کردهای حال امشب من تو را دعوت به هیئت میکنم امر کردی فابکی للمظلوم، فابکی للحسین هرکه میگوید حسین از او اطاعت میکنم جان به قربان تو ای آنکس که جانها دست اوست غصهی جد غریبت استخوانی در گلوست تو خودت گفتی حرامیها همینکه آمدند جد ما را چون شکار از هر مسیری میزدند گریه کردی برای ساعتی که کوفیان بهترین زنهای عالم را اسیری میبرند خواهری فریاد زد ای ساربان آهسته رو ساربان بی حیا در پاسخش زد نیشخند تاجر کوفی صدا زد جنس ارزان آمده دختری فریاد زد خلخال خونآلود چند غصهای بالاتر از اینکه به زنهای حرم کوفیان بی حیا خرما تصدق میدهند گرچه جز اشک و بکاء چشمان ما را تر نکرد روضهی بی معجری را هیچکس باور نکرد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.