
متن مداحی
بار بسته تا خدا، عزم سفر دارد حسین تیغها آماده، قصد تّرک سر دارد حسین هفت دریا تشنۀ راز و نیاز امشبش اشک نه، در چشمهای خود گوهر دارد حسین آب بردارید یاران، مقصد ما تشنگیست کز میان رودها قصد گذر دارد حسین ای زُهِیر اینک بیا و راه خود را کج نکن بر صف گم کرده راهان هم نظر دارد حسین آسمان راه خودش را گم نخواهد کرد تا در میان کاروان قرص قمر دارد حسین دست در دستان عبدالله میآید ز راه دست نه، در دستهای خود سپر دارد حسین قاسمت دستور دارد تا که قربانت شود نامهو اذن شهادت از پدر دارد حسین داغ غربت، داغ بابا، داغ مادر، داغ دّر تشنه استو داغها روی جگر دارد حسین دشت عطشان را ز خون سیراب سازد ذوالفقار وای اگر با تشنگی شمشیر بردارد حسین دخترش آن سوی با گهواره بازی میکند او دلش قرص است میداند پسر دارد حسین ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.