
متن مداحی
باز نم بارون و من مجنونو میبینم بازم یه خیابونو حس قشنگیه وقتی دم غروب دارن اذون میگن میرسی کربلا انگاری یه صدا میگه وضو بگیر وقت نماز شده سمت حرم بیا حس قشنگیه بارونی هوا توی حرم مثل چشمای زائرا تاج حرم دلم افتاده تو امواج حرم واسهی منی که معراج حرم اسممو بذار محتاج حرم و صلی الله علی الباکین علی الخسین اباعبدالله، اباعبدالله حسین حسین حسین حسین وای، حسین وای حسین آقام آقام آقام آقام غروب بود سر از تنش بریدن غروب بود به خیمهها رسیدن غروب بود گوشوارههامو بردن غروب بود حق حسینو خوردن دَم غروب بوده به زیر نَعل اسب لگد شده تنش دم غروب بوده میون صحرا سهساله دخترش غروب بود میون قتلگاه حسین غروب بود فقط کشیده آه غروب بود که تشنه سر بریدنش غروب بود به قتلگاه کشیدنش شلوغ بود همه یهجوری میزدن شلوغ بود با پا رو سینه اومدن شلوغ بود یه پیرمردی با عصا شلوغ بود میزد میگفت برا خدا رها شد میون صحرا بیکفن رها شد شهید پاره پاره تن رها شد غریب کربلا حسین رها شد آقام آقام آقام آقام حسین حسین حسین حسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.