
متن مداحی
ای مرا از لحظهی میلاد تاج سر حسین هم برادر بودیام هم یار و هم یاور حسین هر کجا بردی مرا خرسند بودم میبودم ولی این سفر بیتابم و محزونم و مضطر حسین این بیابان بوی هجران و غم و خون میدهند روی برگردان از این صحرای غم پرور حسین گر ندارد کربلا قصد جدایی بین ما پس چرا جا داده در خود این همه لشکر حسین گفته بودی میهمانی میروی امّا بگو میزبان آورده با خود پس چرا خنجر حسین آن عرب با تیرها سهمگینش را بگو برنمیدارد چرا چشم از علیاصغر حسین نیزه داران گوئیا بر هم نشانی میدهند از قد و بالای رعنای علیاکبر حسین حسین وای..... عدهای در بین نخلستان کمین بنشستهاند قصدشان باشد گمانم صیدِ آب آور حسین این همه شمشیر و تیر از بهرِ استقبال نیست ترسِ آن دارم تو را بینم ولی بیسر حسین حسین وای..... حیف از این گلها که با خود همسفر آوردهای ترسِ آن دارم که گردد باغبان پرپر حسین حسین حسین حسین.....
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.