
متن مداحی
باز، همان نسیم آشنا که میبرد دل مرا به کربلای تو باز، تو را صدا زدم حسین به سویت آمدم حسین به خیمههای تو صحنت سرای من خاکت شفای من نامت چه خاطراتی چه معجزاتی، برای من سرگردان در هوای تو این سو، آن سو دویدهام میسوزم تا ز حنجرت هَل مِن ناصِر شنیدهام (آه سراغی از دلم بگیر که تا ابد شود اسیر دلم به بند تو)2 کاش نفسنفس جوانیام تمام زندگانیام شود پسند تو با یک نگاه تو آیم به راه تو شاید که ره بیابم به خیمههای سپاه تو (با تو بودن سعادت است عهد دل با ولایت است)2 پاداش من در این مسیر انشاءالله شهادت است)2
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.