
متن مداحی
باز کن آغوش خود را سائلات سر میرسد آن گدا که بخششات را کرده باور میرسد آنقدر فریاد خواهم زد که من را هم ببین نالههای هر شبم از پشت این در میرسد تا نفَس باقیست نفسِ سرکشم را رام کن رفته رفته عمر من دارد به آخر میرسد در شب قَدرَت به قَدرِ گریهام رونق بده هرکه به جایی رسید از دیدهی تر میرسد گرچه بد کردم بیا با این بدت تندی نکن ای که لطفِ بیحدت حتی به کافر میرسد از دل هر معصیت زهرا مرا بیرون کشید کار من هرگاه گیر افتاد مادر میرسد زیر قرآن زیر و رویم کن الهی بِالعَلی دلشکسته گیر میافتد به دلبر میرسد نخل حیدر خرج افطاری ما را میدهد از نجف ظرف رطب هر شب به نوکر میرسد دفن نوکر احتیاطاً گردن اربابهاست بعد مُردن کفن و دفن ما به حیدر میرسد هرچه که غم بود حیدر در وجودش جمع کرد بعدها ارث پدر یکجا به دختر میرسد سر به چوب محمل خود زد در آن ساعت که دید نیزهداری مست با رأس برادر میرسد در کنار خانهی باباش سنگش میزنند حتم دارم مرتضی آنجاست و سر میرسد کاش زینب خاطرش در کوچهها آسوده بود کاش بر هر دختری میدید معجر میرسد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.