
متن مداحی
باغ را آتش کشیدند و گل و گلزار سوخت یاس در پشت در اما با در و دیوار سوخت گرچه آتش بر نبی و آل او باشد حرام سینه ی گل از فشار تیزی مسمار سوخت چهرهای را که خدا هم از محبت دوست داشت شد کبود از ضربه ی سیلی و آتش وار سوخت باغبان در باغ بود اما دو دستش بسته بود پیش چشمان تر او دلبر و دلدار سوخت آنکه گلبرگ شقایق بر رخش جا میگذاشت بهر یاری کردن مولای خود خونبار سوخت گل کجا و تازیانه، سیلی و ضرب لگد در میان حسرت و غم مادر احرار سوخت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.