
متن مداحی
باور نمیکردم گذرها را ببندند من را که میبینند درها را ببندند خورشید بودم زیر نور ماه رفتم جان خودت تا صبح خیلی راه رفتم من شیر بودم کوفه در زنجیرم انداخت این کوچههای تنگ آخر گیرم انداخت امروز جان دادم اگر جانت سلامت دندان من افتاد دندانت سلامت حالا که میآیی، کفن بردار حتماً ای یوسف من، پیرُهن بردار حتماً حالا که میآیی ستاره کم بیاور با دخترانت گوشواره کم بیاور
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.