
متن مداحی
باور هیچکی نمیشه، علی میون بَستره این شیرمردِ بیرمق، سردار بدر و خیبره چقدر میلرزه دست و پاش، این نالههای آخره چشماشو بسته از درد، میسوزه و میسازه با اینکه رو به قبلهس، غرق راز و نیازه از فرقش با نفسهاش، میریزه خونِ تازه آقام آقام، علی جان (2) تو بستر افتاده علی، یاد مدینه میکنه یاد یه دنیا خاطره تو شهر کینه میکنه یاد همون لالههای رو زخم سینه میکنه افتاده یاد زهرا وقتی تابوتشو ساخت افتاده یاد کوچه، تا خودش رو علی باخت کی دیده که عباشو، به روی زهرا انداخت آقام آقام، علی جان (2) این یتیمایی که دارن برا علی شیر میارن یه روز داغ شیشماهه رو، رو دل ارباب میذارن کاش وقتی میره تا حرم، حرمتشو نگه دارن ای کاش جسمش رو از خاک، با نیزه در نیارن رأسش رو روی نیزه، رو به مادر نذارن ای کاش که گهوارش رو یادگاری بذارن لای لای لای لای علی جان
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.