
متن مداحی
باید قبول کنم که دیگه میری و نگاه گرمت و ازم میگیری و ولی بازم میگم که نه قبول نکن با این که میدونم داری میمیری و میدونم مسافری ولی نمیدونم بدون من کجا میخوای بری چند روزه که بار سفر رو بستی و برای پر زدن تو حاضری حرف از مرگ چرا زدی چیزی نمیگذره از اون روزی که خونم اومدی میخونم نگاه تو میخوای بری ولی به خاطر علی مرددی نرو نرو دلم به تو خوشه نگاه تو علی رو میکشه دلم خوشه همین که پیشم هستی و چشات و رو به من هنوز نبستی و نماز تو نماز حیدر و شکست یه شب که دی قنوتای یه دستی و این روزا که بهتری دلم میگه نمونده چیزی به روزای اخری دق الباب که میکنن تا فزه راه بیفته سمت در خودت دم دری دیدم از شیار در نفس نفس که میزدی همین الان کنار در میترسم چه کاریه یه کم برو عقب که درد سر نشه دوباره در باز تکیه به در ندی به این در اعتمادی نیست با فزه کاش میومدی اون روز و به یاد من میاره که همین جا افتادی نفس نمیزدی نرو نرو دلم به تو خوشه فراق تو علی رو میکشه دلم گرفته از زمونه دل خورم دارم روزای خوبمون و میشمورم همون روزا که این روزای تلخ و سرد یه لحظه هم نبوده تو تصورم میدونم دلت پره از اون روزی که رفتی توی کوچه غصه میخوره اینا رو حسن نگفت میدونی شاهدم چیه خاکای روی چادره این چادر نشونیه تموم خیمه های روضه های اسمونیه این چادر همونیه که توی قتلگاه کربلا میبینی خونیه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.