
متن مداحی
باید یه روزو هم تو تقویم برای دلتنگی بذارن برا اونا که بیقرارن، امید به زندگی ندارن باید یه روزو توی تقویم بنویسن روزِ علی خانمِ خونهشو شبونه، بدتر از اون که مخفیونه تنهای تنها دفن کرده، بیرون خونه یا تو خونه کسی نمیفهمه چهجوری، یه تنه میسوزه علی نفس نفس نفس میزد و میلرزید علی هِی دستشو رو دست میزد و میلرزید علی پسر بزرگشو صدا کرد، تا بره سلمانو بیاره این بدترین روز علی بود که خانمش تنهاش میذاره حالا با تابوتی که ساخته، خاطراتش رو شونهشه این یه سوال تلخه اما، کی زیر تابوتو میگیره؟ عمّار و مِقداد و ابوذر، باید کمک کنن که دیره میره ولی حالا حالاها، بوی زهرا تو خونهشه قدم قدم قدم، میلرزه زانوی علی خدا عزا گرفت برای بانوی علی نفس نفس نفس میزد و میلرزید علی هِی دستشو رو دست میزد و میلرزید علی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.