
متن مداحی
با اذن خداوند که رحمان و رحیم است رفتیم دره خانۀ مردی که کریم است در باز شد و عطر پیمبر به هوا رفت فهمید بهشتیست که سرشار نسیم است برخورد کریمانه چنان بود که فهمید معبود ازل در دل این خانه مقیم است جبریل در این خانۀ پر نور غلام است رضوان در این صحنه پر آیینه ندیم است گفتند مسیحای زمین غیر حسن نیست این عهد الست عهد ازل عهد قدیم است باید بنشینید و ببینید در این خاک چه رایحه و چه بو و چه نسیم است وقتی که به نام پدرت سفره کنی پهن بی غصه ترین غصه فقط غصه نان است در صلح تو جنگیست که در صلح کسی نیست سهمیه شمشیر تو دست پسران است شاعر: ایوب پرندآور ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.