
متن مداحی
با اینکه جون نداره پاهام هر جا بری منم میام یکم منو بغل بگیر قصه بگو شبایی که نبودی با گریه خوابیدم یکی دو بار خواب تو و عمو رو دیدم میبینی حال و روزم رو تو این خرابه دختر تو بابا رو خاک میخوابه لبات رو پر خون نبینم موت رو پریشون نبینم عمه را با قد خم و چشمای گریون نبینم چی بگم از بزم شراب چی بگم از حال رباب دستاش و هی تکون میده میگه علی لالا بخواب چی بگم از زنای بیحیای شامی اگه بگم چقدر دیدیم بی احترامی بعد تو خواهرت ی لقمه نون نخورده امونش رو طعنه حرمله برده بابا منو بغلم کن باباجون بابا خوش اومدی کنج ویرون ی وقت فکر نکنی لکنت گرفتم من از ذوقم همه حرفام یادم رفت نمیشد که رو پاهام وایسم اما تو رو دیدم همه دردام یادم رفت چرا غمگینی اینقدر من که خوبم خیالت تخت بابا قرص قرصم لبات خشکه ضرر داره بذار من بجای تو سوالات و بپرسم سرم ی ذره بابا درد دارد پاهام زخمه آخه خیلی دویدم موهام کمتر شده زجر کشیدم ولی واست دلشوره کشیدم باهات قهرم تو را تو راه که گم شدم من اصلا از من نپرسیدی کجایی نبودی زهر با دستای سنگین اصلا ول کن خودت خوبی بابایی بابایی معلومه چند وقته کجایی گفتن همه پیش خدایی من که دیدم رو نیزههایی بابایی بابایی سرت اومد پیکرت کو خشک لبات آبآورت کو عصای پیری اکبرت کو بابایی بابایی توی بیابونا منو زد هیچی نگفتم هی منو زد گفتم یتیمم باز منو زد بابایی بابایی تنگ دلم برای داداشم گفتم رباب میاد آخر میگیم لالایی واسه اصغر بابایی دلم هواتو کرده منو ببر به کربلا حسین یاد چشات رو کرده منو بخر تو رو خدا حسین اگه حرم نبینم دق میکنم من میمیرم حسین وقتی دارم میمیرم سراغت رو هی میگیرم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.