
متن مداحی
با نام کربلا مستی شروع میشود از جام کربلا حَیِّ عَلَی الحرم پیچیده در حسینیه پیغام کربلا پیراهن حسین در اهتزاز آمده بر بام کربلا مُحرِم شدند تا بر تن کنند جامهی اِحرام کربلا زینب به گریه گفت: ختم به خیر باد سرانجام کربلا طوفان نهفته است در این مسیر ظاهراً آرام کربلا خیمه بنا کنید یک روضه در حسینیهی دل به پا کنید ای اهلبیت من حالا عمل به وعدهی قالوا بَلی کنید اینجا بهشت ماست خود را به آستان خدا پاگشا کنید با صبر بر بلا از خود خدای عزّوجل را رضا کنید بر قدّ و قامت عبّاس و قاسم و علیاکبر دعا کنید هرکس شهید شد بر جسم او به جای کفن، بوریا کنید زانو رکاب شد تا پردهدار اهلحرم آفتاب شد نوحوا عَلَی الحسین تنها دلیل گریهی ما از ازل حسین مُردن سعادت است وقتی که مرگ را بکند چون عسل حسین نام تو ذکر ماست از وقت شیر خوردنمان تا اجل حسین با گریه کردنم مانند حُرّ گرفته مرا در بغل حسین در بین مشکلات بوده همیشه و همهجا راهحل حسین اَلشِّمرُ جالِسٌ زینب صداش میزند از روی تل: حسین * * * * خبر داری مرا بازار بردند؟ میان مجلس اغیار بردند چرا افتاده بین ما جدایی کجای سرزمین کربلایی؟ من زینب خبر از تو ندارم زن خولی خبر داره، من ندارم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.