
متن مداحی
با همه درد فراوان تنم ساختهام با همین سوختۀ بال و پرم ساختهام ولی از غربت و تنها شدنت میسوزم بین این آتش چشمان ترت میسوزم به فدای سرت اصلا اگر اینگونه شدم یا که در راه تو سوزانده و پژمرده شدم من خودم شیعهترین شیعۀ در راه توام مطمئن باش که تا آخرش همراه توام قول دادم به خودم حرف ز بازو نزنم و دگر پیش شما دست به پهلو نزنم غم مخور حیدر کرار دلم میگیرد از غم بی کسی تو نفسم میگیرد کاش میشد که کمی هم بپزم نان و غذا باش از همسر خود حضرت آئینه رضا ای همه مذهب من، مکتب من، آئینم باش این لحظۀ آخر به سر بالینم گرچه من جان خودم را به فدایت کردم کن حلالم اگر اینگونه رهایت کردم با دخترت حرفی بزن تا دق نکرده چیزی بگو با این حسن تا دق نکرده فکر کفن بیچاره کرده زینبت را با او بگو از پیراهن تا دق نکرده استاد روضه، روضۀ گودال با تو حالا بخوان از بیکفن تا دق نکرده سر پیراهنت پیرم کردن از زندگی (سیرم کردن از زندگی)2 رأس تو میرود بالای نیزهها من زار میزنم در پای نیزهها ای ستارۀ دنبالهدار من زخمیترین سر نیزه سوار من
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.