
متن مداحی
با همین صورت تب دارم، با تن خسته و بیمارم تا خود صبح کنارت بابا، بیدارم، بیدارم باید که انتقامتو بگیرم ولی نمیتونم آخه اسیرم میخام مثل عمو واست بمیرم چی شد مگه دین ندارن، دنیامو ازم گرفتن خوش بود روزگارم اما بابامو ازم گرفتن رأس خونین تو، تو تشته جسم صد پارتم رو دشته عمه جونم بیا بابایی برگشته عجب بساط روضهای علم شد ویرونه با سر تو محترم شد تو اومدی خرابه هم حرم شد بابا بابا با معجر پاره بستم زخمای زیر گلوتو با اشک چشام میشورم خاکستر روی موتو چی شد مگه دین ندارن دنیامو ازم گرفتن خوش بود روزگارم اما بابامو ازم گرفتن هر چقدر که زمین افتادم یا اگه صد دفعه جون دادم زیر و رو کردم این شهر رو با فریادم اگه الی الابد بسوزه گوشم لباس پاره، پاره هم بپوشم علم رو میبرم به روی دوشم بابا بابا از هر سفری که رفتی، داری رو سرت نشونه اینها اثر تنوره، این بوسه خیزرونه بابامو ازم گرفتید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.