
متن مداحی
ببین دل زار زینب نگاه و اصرار زینب تو راهی از خیمه شدی و من از قفا، مرو کجا امیرو سالار زینب سایه روی سرم چه کنم با آتیش جگرم چه کنم یه زن تنها، با حرم چه کنم (به من خسته ی غم زده رحمی به دل جون به لب اومده رحمی نرو نرو یه نگاه به حرم کن، به حرم رحمی)۳ غروب خورشیده چه بوی سیبی پیچیده وصیت مادرمونه که زینب داری میری زیر گلوتو بوسیده چقده زخمی شده بدنت جونی نمونده دیگه به تنت زینب و کشته کهنه پیراهنت تو دل من غم عالمه رحمی دور و بر مانامحرمه رحمی تورو به چادر خاکی زهرا، مادرم رحمی (به من خسته غم زده رحمی به دل جون به لب اومده رحمی نرو نرو یه نگاه به حرم کن، به حرم رحیمی)۳ ببین که پاهام لرزونه ببین که دستام بی جونه بیا بریم خیمه ببینیم میون خواب، با ترس و لرز رقیه روضه میخونه بزار بخوابه شاید نبینه که تن تو به روی زمینه یکی با خنجر روی سینت میشینه به مادره دم گهواره رحمی به گوشای پر گوشواره رحمی میزنه حرمله خنده به اشکات، نداره رحمی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.